صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 24
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
كراماتى را هم به وى نسبت دادهاند كه غالبا داير بر فراست يا اشراف بر ضماير است . « 1 » عصر ابن فارض به دلايل سياسى و اجتماعى ، آكنده از تمايلات دينى و عرفانى بوده است ؛ اما قابليت روحى خود وى را هرگز نبايد از نظر دور داشت كه اصلىترين عامل گرايش او به عرفان بود . ابن فارض در روزگارى مىزيست كه از يكسو خاطرهء جنگهاى صليبى هنوز در يادها باقى بود و از سوى ديگر صلاح الدّين ايّوبى دستگاه خلفاى فاطمى را برچيده بود . ايّوبيان سعى داشتند روحيهء دينى را به گونهاى در مردم تقويت كنند كه هم دژ محكمى در مقابل مسيحيّت اروپاييان باشد و هم سدّى در برابر تشيّع خردگرايانهء اسماعيليان . از اين رو مساجد و مدارس دينى را در همه جا بر مبناى مذاهب اهل سنّت تأسيس و تقويت مىكردند و از سوى ديگر به ترويج تصوّف اهتمام مىورزيدند . صلاح الدّين ايّوبى خانقاهى بزرگ در مصر ايجاد كرد كه در پى آن خانقاهها و رباطهاى ديگر در نقاط مختلف ساخته شد . پيامدهاى جنگهاى صليبى و به دنبال آن آشوبهاى بعد از مرگ صلاح الدين و درگيريهاى فرزندان و برادران او بر سر تقسيم حكومت ، اوضاع اجتماعى را نابسامان و زمينههاى روحى را براى ترك دنيا و گرايش به زهد و تصوف ، بسيار آماده و مساعد كرده بود . « 2 » ابن فارض بىترديد از اين رويدادها متأثر بود . از آثار او و از آنچه دربارهاش نوشتهاند نيز به روشنى بر مىآيد كه وى يكى از درخشانترين چهرههاى عرفان اسلامى بود . با اين همه هرگز نمىتوان او را صوفى به مفهوم متعارف آن به شمار آورد و در چهارچوب نظام تصوف خانقاهى جاى داد . چنان كه به استناد گفتهء فرزندش ، مىبينيم او لباس نيكو مىپوشيد و بوى خوش به كار مىبرد . « 3 » و نيز در ديدارى كه با شيخ شهاب الدين سهروردى ، صاحب عوارف المعارف ، داشت ، هنگامى كه سهروردى از وى خواست كه اجازه دهد تا فرزندان او را خرقه بپوشاند و به طريقت خود در آورد ، ابن فارض نخست نپذيرفت و گفت : « روش ما چنين نيست . » « 4 »
--> ( 1 ) . شرح ديوان ، ص 6 ، 11 ، 13 ؛ و نيز نگاه كنيد به : لسان الميزان ، ج 4 ، ص 319 . ( 2 ) . نگاه كنيد به : شعر عمر بن الفارض ، ص 41 - 55 . ( 3 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 4 . ( 4 ) . همان ، ص 13 .